مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
995
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1316 ] باب [ بيست و دوم ] : اندر امراض كه در پشت و اطراف پديد آيد چون هدبه و رياح افرسه و وجع ظهر و وجع خاصره و وجع مفاصل و نقرس و عرق النسا و وجع ورك و دوالى و داء الفيل و وجع عقب و هريك به فصلى گفته آيد ان شاء اللّه تعالى . [ 1317 ] فصل [ اول ] : اندر حدبه « 1 » آن ، زوال فقار بود به پيش يا به پس يا به يكى از دو جانب ؛ پس اگر زوال فقار به سوى قدام بود ، « تقصع » گويند و « حدبة المقدم » خوانند . و آنجا كه تقصع با شركت استخوان سينه باشد ، « قعصس » نيز نامند . و اگر زوال به سوى خلف بود ، « حدبة الموخر » گويند و حدبهء حقيقى همين است . و اگر زوال به يكى از جانبين بود ، « التوا » خوانند . و اگر سبب زوال فقار باد غليظ بود ، « رياح افرسه » نامند . اسباب زوال فقار پنج است و هريك به نوع جدا گفته آيد : نوع اوّل : آنكه ورم گرم در عضله [ يى ] كه متصل فقار است عارض شود از خارج يا داخلى . و علامت او تقدم اوجاع است در صلب مع حميات حادّه و عظم نبض و لزوم حرارت شديد . و هرگاه ماده مدّه شود و ورم خراج گردد و تب سكون گيرد ، محسوس مىكند بيمار ثقل و وجع تمددى در پشت و افزونتر مىگردد به جذب . علاج : در ابتداء ورم ، رگ باسليق زنند و لعاب حلبه و تخم كتان و پيهء ماكيان و مغز ساق گاو و بنفشه و خطمى بر آماس ضماد كنند و روغنهاى گرم بالفعل بمالند و نطول
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Kyphosis ; convexiti ; protuberance ; tuberosity .